یادش به خیر اون روزگار، فصل قشنگ کودکی
عروسکا زنده بودن، قبیله ای عروسکی
یادش به خیر اون روزگار، فصل بهار و اطلسی
هنوز تنم پر نبود از حس غریب بی کسی
قلبا از آهن نبودن،
رفیقا دشمن نبودن،
دنیا پر از قشنگی بود
سکوت ماه و پشت بوم،
قصه های نیمه تموم،
خوابای خوب رنگی بود…
|
نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 0:58  توسط محمدرضا حیدری | لینک ثابت | | |




