تبليغاتX
تبليغات X
وب نوشت محمدرضا حیدری

شرکت بریتیش تله کام یا همان BT لیستی از احمقانه ترین سوالاتی را که کاربران کامپیوتری یا اینترنتی این شرکت ارتباطی از مشاوران آنها پرسیده‌اند منتشر کرد. به نوشته پایگاه اینترنتی روزنامه مترو برخی از این سوالات آنقدر خنده دار است که حتی خود سوال کنندگان پس از فهمیدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده‌اند.

مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟

مشتری : Netscape

مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست.

مشتری : اوه، ببخشید... Internet Explorer


مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک Screensaver روی کامپیوترم گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه!


یک مشتری نمی‌تونه به اینترنت وصل بشه...

مرکز : شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟

مشتری : بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد.

مرکز : میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟

مشتری : پنج تا ستاره.


مشتری : من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...

مرکز : آیا شما پرینتر رنگی دارید؟

مشتری : نه.


مرکز : روی آیکن My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن.

مشتری : سمت چپ شما یا سمت چپ من؟


مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.

مشتری : اون 7 هم با حروف بزرگه؟


مرکز : چه کمکی از من برمیاد؟

مشتری : من دارم اولین ایمیلم رو می‌نویسم.

مرکز : خوب، و چه مشکلی وجود داره؟

مشتری : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوری دورش دایره بذارم؟


مشتری : سلام، من «سلین» هستم. نمی تونم دیسکتم رو دربیارم

مرکز : سعی کردین دکمه رو فشار بدین؟

مشتری : آره ولی اون واقعاً گیر کرده

مرکز : این خوب نیست، من یک یادداشت آماده می‌کنم...

مشتری : نه... صبر کن... من هنوز نذاشتمش تو درایو... هنوز روی میزمه.. ببخشید...


کاربر: کامپیوتر می گوید هر کلیدی را (any keys) فشار دهید اما من نمی‌توانم دکمه any را روی کیبوردم پیدا کنم.


کاربر: من نمی‌توانم کانال‌های تلویزیون را با مانیتورم عوض کنم.


کاربر: من با یک نفر در اینترنت آشنا شدم می‌توانید شماره تلفن او را برای من پیدا کنید.


کاربر: اینترنت من کار نمی‌کند؟

مشاور: مودم را وصل کرده‌اید، همه سیم‌های کامپیوتر را چک کرده‌اید؟

کاربر: نه الان فقط مانیتور جلوی من است هنوز کامپیوتر و مودم را از جعبه در نیاورده‌ام!


کاربر: پسر 14 ساله من برای کامپیوتر رمز گذاشته و حالا من نمی توانم وارد آن شوم.

مشاور: رمز آن را فراموش کرده؟

کاربر: نه آن را به من نمی‌گوید چون با من لَج کرده!


مشاور: لطفا روی My Computer ،کلیک کنید.

کاربر: من فقط کامپیوتر خودم را دارم کامپیوتر شما پیش من نیست.


مشاور: مشکل شما به خاطر نرم افزار اسپای ویری است که روی دستگاه‌تان نصب شده(اسپای در انگلیسی به معنی جاسوس است)

کاربر: اسپای!؟ ببینم یعنی او می تواند از داخل مانیتور وقتی لباس عوض می‌کنم من را ببیند؟


کاربر: ماوس پد من سیم ندارد!

مشاور: من فکر کنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نیست سیمی داشته باشد.

کاربر: پس چگونه می تواند ماوس را پیدا کند؟ یعنی وایرلس است؟


مرکز مشاوره: چه نوع کامپیوتری دارید؟

مشتری: یک کامپیوتر سفید...


مرکز : روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟

مشتری : سلام... من نمی تونم پرینت کنم.

مرکز : میشه لطفاً روی Start کلیک کنید و...

مشتری : گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم، لعنتی!


مشتری : سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم، نمی تونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه : «نمی تونم پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم ، اماکامپیوتر هنوز میگه نمی‌تونه پیداش کنه...


مرکز : الآن روی مانیتورتون چیه خانوم؟

مشتری : یه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خریده!


مرکز : الآن F8 رو بزنین.

مشتری : کار نمی کنه.

مرکز : دقیقاً چه کار کردین؟

مشتری : من کلید F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید، ولی هیچ اتفاقی نمی افته...


مشتری : کیبورد من دیگه کار نمی‌کنه.

مرکز : مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟

مشتری : نه، من نمی تونم پشت کامپیوتر برم.

مرکز : کیبوردتون رو بردارید و 10 قدم به عقب برید.

مشتری : باشه.

مرکز : کیبورد با شما اومد؟

مشتری : بله

مرکز : این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگه‌ای اونجا نیست؟

مشتری : چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه... اون یکی کار می کنه!


مرکز : مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، می‌تونم کمکتون کنم؟

مشتری : عصرتون بخیر! من بیش از 4 ساعت برای شما صبر کردم. میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین کمکم کنید؟

مرکز : آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟

مشتری : من داشتم توی Word کار می کردم و دکمه Help رو کلیک کردم بیش از 4 ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره کمکم می‌کنید؟

 نوشته شده در  دوشنبه 25 آذر1387ساعت 23:47  توسط محمدرضا حیدری | لینک ثابت | 


دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس


Bookmark and Share عاقبت نداشتن ایمیل

بيکاري براي سمت آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد.

 رئيس هيئت مديره با اون مصاحبه کرد و تميز کردن زمينش رو به عنوان نمونه کار ديد و گفت: «شما استخدام شدين، آدرس ايميلتون رو بدين تا فرمهاي مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنين و همينطور تاريخي که بايد کار رو شروع کنين..

مرد جواب داد : «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!» 

رئيس هيئت مديره گفت : «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين. و کسي که وجود خارجي نداره، شغل هم نميتونه داشته باشه.»

مرد در کمال نوميدي اونجا رو ترک کرد.

نميدونست با تنها 10 دلاري که در جيبش داشت چه کار کنه. 

تصميم گرفت به سوپرمارکتي بره و يک صندوق 10 کيلويي گوجه فرنگي بخره.

بعدخونه به خونه گشت و گوجه فرنگيها رو فروخت. 

در کمتر از دو ساعت، تونست سرمايه اش رو دو برابر کنه.

اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت.

مرد فهميد ميتونه به اين طريق زندگيش رو بگذرونه، و شروع کرد به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه.

 در نتيجه پولش هر روز دو يا سه برابر ميشد. 

به زودي يه گاري خريد، بعد يه کاميون، و به زودي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت ...

پنج سال بعد، مرد ديگه يکي از بزرگترين خرده فروشان امريکا بود. 

شروع کرد تا براي آينده ي خانواده اش برنامه ربزي کنه، و تصميم گرفت بيمه ي عمر بگيره. 

به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب کرد. 

وقتي صحبت شون به نتيجه رسيد، نماينده بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. 

مرد جواب داد: «من ايميل ندارم.» 

نماينده بيمه با کنجکاوي پرسيد: «شما ايميل ندارين، ولي با اين حال تونستين يک امپراتوري در شغل خودتون به وجود بيارين. ميتونين فکر کنين به کجاها ميرسيدين اگه يه ايميل هم داشتين؟»

مرد براي مدتي فکر کرد و گفت: آره! احتمالاً ميشدم يه آبدارچي در شرکت مايکروسافت!


 نوشته شده در  دوشنبه 25 آذر1387ساعت 23:38  توسط محمدرضا حیدری | لینک ثابت | 


دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس


Bookmark and Share تست هوش

لطفا ابتدا سوالات را پاسخ دهید و سپس جواب ها رو ببینین...

خودتون رو هم گول نزنید...


اما سئوالات !!

مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد؟

مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟

مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد؟

مسئله 4 - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟

مسئله 5 - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟

مسئله 6 - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد . چطور ؟ 


جواب ها 

مسئله 1 - راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد . چون جمله اول سوال می گوید " تصور کنید که راننده اتوبوس هستید." 

مسئله 2 - همه کلاغ ها ، چون آنها فقط " در شرف پرواز " هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند..( اگر جواب شما 2=3-5 بوده بدانید دوباره محاسبات جلوی تفکرتان را گرفته است.) 

مسئله 3 - هیچ . آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی ( "چه تعداد " جلوی فکر کردن شما را گرفته است.) 

مسئله 4 - هیچ کدام . خروس ها که تخم نمی گذارند.اگر شما سعی کردید جواب توسط محاسبات و مقایسه اعداد بدست آورید ، شما دوباره به وسیله اعداد منحرف شدید. 

مسئله 5 - بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم بدر برده اند . شما به وسیله کلمات حقوقی و دفن کردن منحرف شده اید. 

مسئله 6 - یک 25 تومانی و یک 5 تومانی . به یاد بیاورید ( فقط یکی از آنها ) نباید 25 تومانی باشد و همین طور هم هست . یک سکه 5 تومانی داریم.شما با عبارت " یکی از آنها نباید … " فریب خوردید.

منبع

 نوشته شده در  پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 18:30  توسط محمدرضا حیدری | لینک ثابت | 


دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس


Bookmark and Share top program

 نوشته شده در  پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 0:46  توسط محمدرضا حیدری | لینک ثابت | 


دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس


ریزعلی خواجوی یا همان «دهقان فداکار» که داستان شجاعت او طی سه دهه گذشته در کتاب‌های سوم دبستان تدریس شده، یک کشاورز ساده و معمولی است که 46 سال پس از آن ماجرا هنوز در شهر «میانه» کشاورزی می‌کند.

«دهقان فداکار» که 46 سال پیش با آتش زدن لباس خود از برخورد قطار مسافربری با کوه جلوگیری کرد و در آن زمان 32 سال داشت، اکنون 78 ساله است. او 7 فرزند دختر و پسر، 42 نوه و 7 نتیجه دارد و هر هفته با حضور در یک مدرسه ابتدایی با دانش‌آموزان آن مدرسه دیدار می‌کند.

 نوشته شده در  دوشنبه 18 آذر1387ساعت 2:25  توسط محمدرضا حیدری | لینک ثابت | 


دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس


تازه ترین مطالب وبلاگ

- حکایت مرد و چاه!
- قضاوت زود هنگام (داستان کوتاه و زیبا)
- یک مطلب طنز (ترک، لر، آبادانی، شیرازی و ...)
- 19 راهکار برای افزایش عمر
- حقیقت وارونه
- منافات سیگار کشیدن و دعا کردن!
- زیبا ترین تصاویر سال 2009 (منتخب جهانی)
- بهشت و جهنم ایرانی ها!!!
- 4داستان کوتاه کوتاه، زیبای زیبا
- پیرمرد بوالهوس 18+
- فرشته ها زن هستند!
- مواظب موبایلتون باشید!!!
- ماجرای دختر رقاصه و دوست پسراش 18+
- دوست مونث، دوست مذکر! 18+
- یک ماجرای اخلاقی 18+
- خودفروشی نکنید! 18+
- داستان کشیش و راهبه 18+
- از غول چراغ جادو چه خواسته ای دارید؟
- آقای اوباما، شما؟!
- خاک بر سر ملتی که تو نخست وزیرش باشی
- خوشبختی و گروه 99
- وبلاگ بساز، لپ تاپ ببر
- بهشت و جهنم!
- وب سایت برای ارائه خدمات مذهبی به کاربران اینترنت
- ...
- بازی شگفت انگیز مغز را ببینید
- یک معمای بسیار سخت برای سنجش هوش
- چگونه یک زن خوشحال میشود؟
- ماجرای ازدواج دختر بیل گیتش با ...
- قانون جدید: اینترنت با سرعت یک مگابیت برای تمام مردم کشور

عناوین تمام نوشته های وبلاگ
با عضویت در خبرنامه سایت از آخرین مطالب خواندنی آن از طریق ایمیل مطلع شوید!





Powered by GoogleA4.com




پاسخ به احکام (آنلاین)


استخاره اینترنتی


مشاوره اینترنتی


این وبلاگ جهت انجام یکسری آزمایش های اینترنتی راه اندازی شده است و هیچ اعتبار دیگری ندارد.

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه

فرمانداری ویژه کاشان
امامزادگان هاشم ابن علی(ع) و فاطمه بنت عسکری(س)
استخاره اینترنتی
ویژه نامه رحلت آیت الله بهجت
دانلود Portable Google Chrome
محمدرضا حیدری
سیستم عامل آنلاین - رایگان
هاست نامحدود و ارزان
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین

- آذر 1388
- آبان 1388
- مهر 1388
- خرداد 1388
- فروردین 1388
- اسفند 1387
- بهمن 1387
- دی 1387
- آذر 1387
- آبان 1387
- مهر 1387
- شهریور 1387
- مرداد 1387
- تیر 1387
- خرداد 1387
- دی 1386
- آذر 1386
- آبان 1386
- مهر 1386
- مرداد 1386
- تیر 1386
- خرداد 1386
- اردیبهشت 1386
- دی 1385
- آبان 1385
- تیر 1385
- خرداد 1385
- اردیبهشت 1385
- فروردین 1385
- خرداد 1383
- آبان 1381
- فروردین 1381

پیوندها

- محمدرضا حیدری
- هفته نامه همشهری جوان
- بزرگترین آرشیو اینترنتی
- یک سیستم عامل آنلاین - رایگان برای شما
- هاست نامحدود با قیمت باورنکردنی
- ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران
- فرمانداری ویژه کاشان
- مهندس محمدعلی یوسفی
- استخاره اینترنتی

کلیه حقوق این وب سایت محفوظ میباشد.