تبليغاتX
تبليغات X
وب نوشت محمدرضا حیدری
Bookmark and Share شکسپیر
سعي كنيد انچه را كه دوست داريد بدست بياوري،
وگرنه مجبور خواهيد شد
آنچه را كه بدست مي آوريد دوست بداري

شكسپیر

 نوشته شده در  پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 15:10  توسط محمدرضا حیدری | لینک ثابت | 


دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس


Bookmark and Share مراقب چشماي من باش
يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد.
اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.
دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم.
يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده.
وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره.
بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو.
پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت: مراقب چشماي من باش

 نوشته شده در  پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 15:8  توسط محمدرضا حیدری | لینک ثابت | 


دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس


بی نگاهِ عشق مجنون نیز لیلایی نداشت
بی مقدس مریمی دنیا مسیحایی نداشت

بی تو ای شوق غزل‌آلوده‌یِ شبهای من
لحظه‌ای حتی دلم با من هم‌آوایی نداشت

آنقدر خوبی كه در چشمان تو گم می‌شوم
كاش چشمان تو هم اینقدر زیبایی نداشت!

این منم پنهانترین افسانه‌یِ شبهای تو
آنكه در مهتاب باران شوقِ پیدایی نداشت

در گریز از خلوت شبهایِ بی‌پایان خود
بی تو اما خوابِ چشمم هیچ لالایی نداشت

خواستم تا حرف خود را با غزل معنا كنم
زیر بارانِ نگاهت شعر معنایی نداشت

پشت دریاها اگر هم بود شهری هاله بود
قایقی می‌ساختم آنجا كه دریایی نداشت

پشت پا می‌زد ولی هرگز نپرسیدم چرا
در پس ناكامیم تقدیر جاپایی نداشت

شعرهایم می‌نوشتم دستهایم خسته بود
در شب بارانی‌ات یك قطره خوانایی نداشت

ماه شب هم خویش می‌آراست با تصویرِ ابر
صورت مهتابی‌ات هرگز خودآرایی نداشت

حرفهای رفتنت اینقدر پنهانی نبود
یا اگر هم بود ، حرفی از نمی آیی نداشت

عشق اگر دیروز روز از روز‌گارم محو بود
در پسِ امروز‌ها دیروز، فردایی نداشت

بی تو اما صورت این عشق زیبایی نداشت
چشمهایت بس كه زیبا بود زیبایی نداشت

 نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 16:10  توسط محمدرضا حیدری | لینک ثابت | 


دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس


Bookmark and Share شیطان
دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن كرده بود؛ فریب می‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو می‌كردند و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند.
توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خیانت،‌ جاه‌طلبی و ... هر كس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد. بعضی‌ها تكه‌ای از قلبشان را می‌دادند و بعضی‌ پاره‌ای از روحشان را. بعضی‌ها ایمانشان را می‌دادند و بعضی آزادگیشان را.
شیطان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد. حالم را به هم می‌زد. دلم می‌خواست همه نفرتم را توی صورتش تف كنم.
انگار ذهنم را خواند. موذیانه خندید و گفت: من كاری با كسی ندارم،‌فقط گوشه‌ای بساطم را پهن كرده‌ام و آرام نجوا می‌كنم. نه قیل و قال می‌كنم و نه كسی را مجبور می‌كنم چیزی از من بخرد. می‌بینی! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند.
جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیك‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اینها فرق می‌كنی.تو زیركی و مومن. زیركی و ایمان، آدم را نجات می‌دهد. اینها ساده‌اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می‌خورند. از شیطان بدم می‌آمد. حرف‌هایش اما شیرین بود. گذاشتم كه حرف بزند و او
هی گفت و گفت و گفت. ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا این كه چشمم به جعبه‌ای عبادت افتاد كه لا به
لای چیز‌های دیگر بود. دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار یك بار هم شده كسی، چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یك بار هم او فریب بخورد.
به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توی آن اما جز غرور چیزی نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت. فریب خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم،‌نبود! فهمیدم كه آن را كنار بساط شیطان جا گذاشته‌ام.
تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. می‌خواستم یقه نامردش را بگیرم. عبادت دروغی‌اش را توی سرش بكوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم، شیطان اما نبود.
آن وقت نشستم و های های گریه كردم. اشك‌هایم كه تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بی‌دلی‌ام را با خود ببرم كه صدایی شنیدم، صدای قلبم را.
و همان‌جا بی‌اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم. به شكرانه قلبی كه پیدا شده بود .

 نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 15:57  توسط محمدرضا حیدری | لینک ثابت | 


دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس


تازه ترین مطالب وبلاگ

- در دل من قصر داری، خانه می خواهی چه کار؟
- یک نفر تلفن همراه داشت
- ارنستو چه گوآرا
- حکایت مرد و چاه!
- قضاوت زود هنگام (داستان کوتاه و زیبا)
- یک مطلب طنز (ترک، لر، آبادانی، شیرازی و ...)
- 19 راهکار برای افزایش عمر
- حقیقت وارونه
- منافات سیگار کشیدن و دعا کردن!
- زیبا ترین تصاویر سال 2009 (منتخب جهانی)
- بهشت و جهنم ایرانی ها!!!
- 4داستان کوتاه کوتاه، زیبای زیبا
- پیرمرد بوالهوس 18+
- فرشته ها زن هستند!
- مواظب موبایلتون باشید!!!
- ماجرای دختر رقاصه و دوست پسراش 18+
- دوست مونث، دوست مذکر! 18+
- یک ماجرای اخلاقی 18+
- خودفروشی نکنید! 18+
- داستان کشیش و راهبه 18+
- از غول چراغ جادو چه خواسته ای دارید؟
- آقای اوباما، شما؟!
- خاک بر سر ملتی که تو نخست وزیرش باشی
- خوشبختی و گروه 99
- وبلاگ بساز، لپ تاپ ببر
- بهشت و جهنم!
- وب سایت برای ارائه خدمات مذهبی به کاربران اینترنت
- ...
- بازی شگفت انگیز مغز را ببینید
- یک معمای بسیار سخت برای سنجش هوش

عناوین تمام نوشته های وبلاگ
با عضویت در خبرنامه سایت از آخرین مطالب خواندنی آن از طریق ایمیل مطلع شوید!





Powered by GoogleA4.com




پاسخ به احکام (آنلاین)


استخاره اینترنتی


مشاوره اینترنتی


این وبلاگ جهت انجام یکسری آزمایش های اینترنتی راه اندازی شده است و هیچ اعتبار دیگری ندارد.

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه

فرمانداری ویژه کاشان
امامزادگان هاشم ابن علی(ع) و فاطمه بنت عسکری(س)
استخاره اینترنتی
ویژه نامه رحلت آیت الله بهجت
دانلود Portable Google Chrome
محمدرضا حیدری
سیستم عامل آنلاین - رایگان
هاست نامحدود و ارزان
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین

- آذر 1388
- آبان 1388
- مهر 1388
- خرداد 1388
- فروردین 1388
- اسفند 1387
- بهمن 1387
- دی 1387
- آذر 1387
- آبان 1387
- مهر 1387
- شهریور 1387
- مرداد 1387
- تیر 1387
- خرداد 1387
- دی 1386
- آذر 1386
- آبان 1386
- مهر 1386
- مرداد 1386
- تیر 1386
- خرداد 1386
- اردیبهشت 1386
- دی 1385
- آبان 1385
- تیر 1385
- خرداد 1385
- اردیبهشت 1385
- فروردین 1385
- خرداد 1383
- آبان 1381
- فروردین 1381

پیوندها

- وب نوشت مسعود حیدری
- هفته نامه همشهری جوان
- بزرگترین آرشیو اینترنتی
- یک سیستم عامل آنلاین - رایگان برای شما
- هاست نامحدود با قیمت باورنکردنی
- ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران
- فرمانداری ویژه کاشان
- مهندس محمدعلی یوسفی
- استخاره اینترنتی
- محمدرضا حیدری

کلیه حقوق این وب سایت محفوظ میباشد.