تبليغاتX
تبليغات X
وب نوشت محمدرضا حیدری

وب نوشت محمدرضا حیدری

وب نوشت ها

حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمدحسن بنی هاشمی خمینی، از علمای فعال در زمینه احکام و مسائل دینی میباشد. ایشان تاکنون 64 کتاب فارسی و 4کتاب عربی به چاپ رسانده اند. 

پایگاه اینترنتی انهار، یکی از فعالیت های ارزنده ایشان میباشند. این وب سایت علاوه بر درج مطالب مفید روزانه شامل بخش های زیر میباشد:

1- توضیح المسائل مراجع: دستیابی به متن کامل رساله توضیح المسائل کلیه مراجع

2- استفتائات مراجع

3- نظرات مراجع

4- معرفی پایگاه های اینترنتی مفید


همچنین در این وب سایت خدمات زیر توسط شخص ایشان به صورت آنلاین ارائه میشود:

1- استخاره اینترنتی: در این بخش شما میتوانید با پر کردن یک فرم و وارد کردن ایمیل خود، درخواست استخاره خود را برای سایت ارسال کنید. در کوتاه ترین زمان ممکن پاسخ استخاره با توضیح به ایمیل شما ارسال میشود.

2- پاسخ به احکام و سوالات دینی: در این بخش بعد از وارد کردن ایمیل و انتخاب مرجع تقلید خود، متن  سوال خود را وارد می کنید و حداکثر بعد از 24ساعت پاسخ سوال به ایمیل شما ارسال میشود.

3- مشاوره اینترنتی: در این بخش در صورتیکه نیاز به مشاوره داشته باشید میتوانید مشکلات خود را در میان بگذارید و از مشاوره سایت برخوردار شوید.


همچنین در کنار بخش های فوق دو بخش زیر به کاربران ارائه میشود:

1- کتابخانه بزرگ اینترنتی انهار شامل متن کامل صدها کتاب مختلف و کاربردی در زمینه های مختلف با قابلیت جستجو در متن کتاب ها

2- گنجینه فایل های صوتی شامل ده ها ساعت سخنرانی در موضوعات مختلف


جهت استفاده از امکانات فوق میتوانید به پایگاه اطلاع رسانی انهار زیر نظر حجت الاسلام و المسلمین بنی هاشمی به آدرس زیر مراجعه نمائید:

http://www.anhar.ir/home.asp

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 2:52 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


Bookmark and Share ...

خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من

گرنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت


+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 1:4 قبل از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


با ما همراه باشید

۱- در صورتیکه حرکت نقطه متحرک را تعقیب کنید تنها یک رنگ را می بینید - صورتی !!!

۲- حالا لحظاتی به علامت + که در وسط دایره قرار دارد خیره شوید . نقطه متحرک را پس از لحظاتی به رنگ سبز خواهید دید.

۳- حالا زمان بیشتری را بر روی علامت + تمرکز کنید پس از لحظاتی نقاط صورتی آهسته آهسته ناپدید خواهد شد.


 نتیجه : عجیب اینجاست که هیچ نقطه سبزی در این عکس در کار نیست و در واقع نقاط صورتی نیز ناپدید نمی شوند.

این دلیل محکمی است که بدانیم ما همیشه دنیای خارج را آنگونه که هست نمی بینیم ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


( این معما در سال 2002 توسط بیل گیتس برای انتخاب یک نفر از میان 100 داوطلب تائید شده طراحی شد)

دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند. هر کدام یک در دارند ولی هیچکدام پنجره ندارند. درهایشان که بسته باشد درون اتاقها کاملا تاریک است. در یک اتاق سه چراغ برق به توانهای ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و در اتاق دیگر سه کلید برق مثل هم وجود دارد.( لطفا به شکل زیر نگاه کنید) ما نمیدانیم کدام کلید کدام چراغ را روشن میکند( مثلا نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوط است به چراغ وسطی یا به چراغهای دیگر اما بطور قطع میدانیم که هر کدام از کلید ها یکی از چراغها را روشن میکند. همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم ). شما معلومکنید که هر کلید مربوط به کدام چراغ است. برای اینکار و در شروع، شما باید در اتاق کلیدها باشید و کار را از آنجا شروع کنید. شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهید کلیدها را روشن و خاموش کنید. اما شما تنها هستید و نمیتوانید از کسی کمک بگیرید و هیچگونه وسیله ای هم خواه برقی خواه غیر برقی بهمراه ندارید و مهمتر از همه اینکه شما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شوید و وقتیکه وارد شدید و بیرون آمدید، دیگر نمیتوانید مجددا وارد آن اتاق بشوید.

این معما را بیل گیتس در سال 2002 طراحی کرد تا از بین 100 مهندس یکی را برای شرکتش انتخاب کند.
حال بفرمایید که هر کلید کدام چراغ را روشن می کند؟

اگر نتوانستید حل کنید به جواب آن در زیر مراجعه کنید.

I

I

I

I

I

I

I

I

یکی از کلید ها را روشن کنید و یکی دو دقیقه بعد آنرا خاموش نمایید. حالا کلید دیگری را روشن کنید و به اتاق چراغها بروید. چراغی که روشن است مربوط است به کلید دوم. دو چراغ دیگر را لمس کنید، آنکه گرم است مربوط است به کلید اول و البته آنکه سرد است مربوط است به کلید سوم است.
اگر شما نتوانستید این
 معما را حل کنید یقینا به این دلیل بوده است که به فیزیک معما که همانا حرارت تولید شده در چراغها است توجه نداشتید و فکر خود را متمرکز بر تناظر چراغها و کلیدها نمودید، راه حلی که هرگز شما را به جواب نخواهد رساند
توان چراغها هم هیچ ربطی به حل معما ندارد و فقط برای گمراه کردن شما در
 معما گنجانده شده است


+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 11:53 قبل از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


Bookmark and Share چگونه یک زن خوشحال میشود؟

برای اینکه یک مرد بتونه یک زن رو خوشحال کنه، تنها باید:

1- یک دوست باشید 2- یک همدم باشد 3- یک عاشق باشید 4- یک برادر باشید 5- یک پدر باشید 6- یک استاد باشید  7- یک آشپز باشید 8- یک برق کار باشید 9- یک نجار باشید 10- یک لوله کش باشید 11- یک مکانیک باشید 12- یک دکوراتور باشید 13- یک متخصص مد باشید 14- یک روانشناس باشید 15- یک حشره کش باشید 16- یک التیام بخش باشید  17- یک شنونده خوب باشید 18- خیلی تمیز باشید 19- دلسوز باشید 18- ورزشکار باشید 19- صمیمی باشید 20- شجاع باشید 21- خلاق باشید 22- با ملاحظه باشید  23- محتاط باشید 24- بلند همت باشید 25- مستعد باشید 26- با جرات باشید 27- مصمم باشید 28- راستگو باشید 29- مورد اعتماد باشید 30- احساساتی باشید

بدون اینکه فراموش کنید که: 

31- ازش به بطور مرتب تعریف کنید 32- عاشق خرید باشید 33- درستکار باشید 34- پولدار باشید 35- بهش استرس وارد نکنی

36- به دخترهای دیگه نگاه نکنی 

و در همون لحظه باید:

37- کلی بهش توجه کنی، ولی به خود نه 38- بهش زمان زیادی بدی، مخصوصاً برای خودش 39- بهش فضای زیادی بدی، بدون اینکه نگران باشی که کجا میره 

و این خیلی مهم که:

40- هیچ وقت فراموش نکنی:

     * تولدش

     * سالگرد ازدواج

     * قول و قرارهایی که اون میزاره


چگونه یک مرد را خوشحال کنیم؟

فقط راحتش بزار!


+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 11:52 قبل از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


پدر: دوست دارم با دختري به انتخاب من ازدواج کني 

پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم 

پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بيل گيتس است 

پسر: آهان اگر اينطور است ، قبول است


پدر به نزد بيل گيتس مي رود و مي گويد: 

پدر: براي دخترت شوهري سراغ دارم 

بيل گيتس: اما براي دختر من هنوز خيلي زود است که ازدواج کند


پدر: اما اين مرد جوان قائم مقام مديرعامل بانک جهاني است 

بيل گيتس: اوه، که اينطور! در اين صورت قبول است


بالاخره پدر به ديدار مديرعامل بانک جهاني مي رود 

پدر: مرد جواني براي سمت قائم مقام مديرعامل سراغ دارم 

مديرعامل: اما من به اندازه کافي معاون دارم! 

پدر: اما اين مرد جوان داماد بيل گيتس است! 

مديرعامل: اوه، اگر اينطور است، باشد


و معامله به اين ترتيب انجام مي شود ................

نتيجه اخلاقي: حتي اگر چيزي نداشته باشيد باز هم مي توانيد 

چيزهايي بدست آوريد. اما بايد روش مثبتي برگزينيد!


+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


بر طبق قانون جدید در کشور فنلاند، دسترسی به اینترنت پرسرعت تبدیل به یک حق قانونی برای ساکنین این کشور شده است. با اجرای این قانون از ماه جولای، تمام جمعیت ۵.۳ میلیونی این کشور به اینترنت با حداقل سرعت یک مگابیت در ثانیه دسترسی خواهد داشت.  
 
«لورا ویکونن» مشاور حقوقی وزارت حمل و نقل و ارتباطات فنلاند می گوید: سرعت یک مگابیت هدفی اولیه است. این کشور قصد دارد سرعت را تا سال ۲۰۱۵ صد برابر افزایش دهد و دسترسی را به ۱۰۰ مگابیت در ثانیه برساند.  
 
هم اکنون حدود ۹۵ درصد جمعیت این کشور به اینترنت دسترسی دارد. اما این قانون سبب می شود که اینترنت پر سرعت حتی در نقاط روستایی این کشور نیز در دسترس قرار بگیرد.  
 
سازمان ملل در حال تقویت این نگاه است که به اینترنت به عنوان بخشی از حقوق بشری نگاه شود. قبلا یک دادگاه عالی در فرانسه دسترسی به اینترنت را به عنوان یکی از حقوق بشر اعلام کرد. کشورهای مختلفی هم حق دسترسی به شبکه جهانی را به عنوان یک قانون تصویب کرده اند. اما فنلاند نخستین کشوری در جهان است که علاوه بر تصویب قانون برای دسترسی به اینترنت، حداقل سرعت یک مگابیت درثانیه را هم به عنوان کمترین سرعت دسترسی اعلام نموده است.  

منبع: سی ان ان

http://www.cnn.com/2009/TECH/10/15/finland.internet.rights/index.html

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 2:26 قبل از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


Bookmark and Share امتحان ارزیابی

پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روي جعبه رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره.

مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد.

پسرك پرسيد: خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه تان را به من بسپاريد؟

زن پاسخ داد: كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد !

پسرك گفت: خانم، من اين كار را با نصف قيمتي كه او مي دهد انجام خواهم داد!

زن در جوابش گفت كه از كار اين فرد كاملا راضي است.

پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: خانم، من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در يكشنبه زيباترين چمن را در كل شهر خواهيد داشت.

مجددا زن پاسخش منفي بود.

پسرك در حالي كه لبخندي بر لب داشت، گوشي را گذاشت.

مغازه دار كه به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اينكه روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم كاري به تو بدهم.

پسر جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم. من همان كسي هستم كه براي اين خانم كار مي كند


+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 6:51 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


Bookmark and Share چشم ها را باید شست!

زن ومردجوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند.

روزبعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت: لباس‌ها چندان تمیز نیست. انگار نمی‌داند چطور لباس بشوید.

احتمالا باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد.همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد،زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بندرخت تعجب کردوبه همسرش گفت: "یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده.."

مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!

زندگی هم همینطور است.وقتی که رفتار دیگران رامشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه ‌کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی،بد نیست توجه کنیم به اینکه خوددر آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به‌ جای قضاوت کردن فردی که می‌بینیم، در پی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم


+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


Bookmark and Share بيسکويت

 زني در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد.

او برروي يک صندلي دسته‌دار نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد...

در کنار او يک بسته بيسکويت بود و مردي در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه مي‌خواند.

وقتي که او نخستين بيسکويت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم يک بيسکويت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت.

پيش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شايد اشتباه کرده باشد»

ولي اين ماجرا تکرار شد. هر بار که او يک بيسکويت برمي‌داشت، آن مرد هم همين کار را مي‌کرد. اين کار او را حسابي عصباني کرده بود ولي نمي‌خواست واکنش نشان دهد.

وقتي که تنها يک بيسکويت باقي مانده بود، پيش خود فکر کرد: «حالا ببينم اين مرد بي‌ادب چکار خواهد کرد؟»

مرد آخرين بيسکويت را نصف کرد و نصفش را خورد.

اين ديگر خيلي پررويي مي‌خواست!

او حسابي عصباني شده بود.

در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن کتابش را بست، چيزهايش را جمع و جور کرد و با نگاه تندي که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت ورودي اعلام شده رفت. وقتي داخل هواپيما روي صندلي‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عينکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب ديد که جعبه ي بيسکويتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

خيلي شرمنده شد!! از خودش بدش آمد... يادش رفته بود که بيسکويتي که خريده بود را داخل ساکش گذاشته بود.

آن مرد بيسکويت‌هايش را با او تقسيم کرده بود، بدون آن که عصباني و برآشفته شده باشد.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 6:46 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


چوپاني گله را به صحرا برد به درخت گردوي تنومندي رسيد.

از آن بالا رفت و به چيدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختي در گرفت.

خواست فرود آيد، ترسيد. باد شاخه اي را كه چوپان روي آن بود به اين طرف و آن طرف مي برد.

ديد نزديك است كه بيفتد و دست و پايش بشكند.

در حال مستاصل شد...

از دور بقعه امامزاده اي را ديد و گفت:

اي امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پايين بيايم.

قدري باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوي تري دست زد و جاي پايي پيدا كرده و خود را محكم گرفت.

گفت:

اي امام زاده خدا راضي نمي شود كه زن و بچه من بيچاره از تنگي و خواري بميرند و تو همه گله را صاحب شوي.

نصف گله را به تو مي دهم و نصفي هم براي خودم....

قدري پايين تر آمد.

وقتي كه نزديك تنه درخت رسيد گفت:

اي امام زاده نصف گله را چطور نگهداري مي كني؟

آنهار ا خودم نگهداري مي كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو مي دهم.

وقتي كمي پايين تر آمد گفت:

بالاخره چوپان هم كه بي مزد نمي شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.

وقتي باقي تنه را سُرخورد و پايش به زمين رسيد نگاهي به گنبد امامزاده انداخت و گفت:

مرد حسابي چه كشكي چه پشمي؟

ما از هول خودمان يك غلطي كرديم

غلط زيادي كه جريمه ندارد.

كتاب كوچه/ احمد شاملو


+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 6:44 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 7:31 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


Bookmark and Share زرنگ ترین پیرزن دنیا!

يک روز خانم مسني با يک کيف پر از پول به يکي از شعب بزرگترين بانک کانادا مراجعه نمود و حسابي با موجودي 1 ميليون دلار افتتاح کرد . سپس به رئيس شعبه گفت به دلايلي مايل است شخصاً مدير عامل آن بانک را ملاقات کند . و طبيعتاً به خاطر مبلغ هنگفتي که سپرده گذاري کرده بود ، تقاضاي او مورد پذيرش قرار گرفت . قرار ملاقاتي با مدير عامل بانک براي آن خانم ترتيب داده شد .

پيرزن در روز تعيين شده به ساختمان مرکزي بانک رفت و به دفتر مدير عامل راهنمائي شد . مدير عامل به گرمي به او خوشامد گفت و ديري نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پيرامون موضوعات متنوعي شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکي پيرزن رسيد و مدير عامل با کنجکاوي پرسيد راستي اين پول زياد داستانش چيست آيا به تازگي به شما ارث رسيده است . زن در پاسخ گفت خير ، اين پول را با پرداختن به سرگرمي مورد علاقه ام که همانا شرط بندي است ، پس انداز کرده ام . پيرزن ادامه داد و از آنجائي که اين کار براي من به عادت بدل شده است ، مايلم از اين فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم داريد !

مرد مدير عامل که اندامي لاغر و نحيف داشت با شنيدن آن پيشنهاد بي اختيار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسيد مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد : بيست هزار دلار و اگر موافق هستيد ، من فردا ساعت ده صبح با وکيلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندي مان را رسمي کنيم و سپس ببينيم چه کسي برنده است . مرد مدير عامل پذيرفت و از منشي خود خواست تا براي فردا ساعت ده صبح برنامه اي برايش نگذارد .

روز بعد درست سر ساعت ده صبح آن خانم به همراه مردي که ظاهراً وکيلش بود در محل دفتر مدير عامل حضور يافت .

پيرزن بسيار محترمانه از مرد مدير عامل خواست کرد که در صورت امکان پيراهن و زير پيراهن خود را از تن به در آورد .

مرد مدير عامل که مشتاق بود ببيند سرانجام آن جريان به کجا ختم مي شود ، با لبخندي که بر لب داشت به درخواست پيرزن عمل کرد .

وکيل پيرزن با ديدن آن صحنه عصباني و آشفته حال شد . مرد مدير عامل که پريشاني او را ديد ، با تعجب از پير زن علت را جويا شد .

پيرزن پاسخ داد : من با اين مرد سر يکصد هزار دلار شرط بسته بودم که کاري خواهم کرد تا مدير عامل بزرگترين بانک کانادا در پيش چشمان ما پيراهن و زير پيراهن خود را از تن بيرون کند !

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 7:46 قبل از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


تا کی؟

تا کی میخوای تو بارونا اشکاتو پنهون بکنی

تا کی قراره تو دلت شعرای غمگین بخونی

آتیش عشقت به تن نحیف و رنجورت زده

خاکسترا رو پس بزن خاکسترای غم زده

سرزنده باش آتیش بزن به حسرت توی دلت

اسم امیدو حک بکن با یه لبخند روی دلت

حالا که خورشید نداری ستاره هارو پس نزن

زخمی که مونده رو دلت کهنه شده بش دس نزن

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 0:24 قبل از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


Bookmark and Share هیزم شکن و فرشته

روزی، وقتی هیزم شكنی مشغول قطع كردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.

وقتی در حال گریه كردن بود یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می كنی؟

هیزم شكن گفت كه تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت. " آیا این تبر توست؟" هیزم شكن جواب داد: " نه.

فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید كه آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شكن جواب داد: نه

فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟

جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هیزم شكن خوشحال روانه خونه شد. یه روز وقتی داشت با زنش كنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب.

هیزم شكن داشت گریه می كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسید كه چرا گریه می كنی؟

اوه فرشته، زنم افتاده توی آب

فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟

هیزم شكن فریاد زد" آره "

فرشته عصبانی شد. " تو تقلب كردی، این نامردیه"

هیزم شكن جواب داد: اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. میدوونی، اگه به جنیفر لوپز " نه" میگفتم تو میرفتی و با آنجلینا جولی می اومدی و باز هم اگه به آنجلینا جولی "نه" میگفتم تو میرفتی و با زن خودم می اومدی و من هم میگفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود كه این بار گفتم آره...


+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 8:40 قبل از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


درصورتیکه بتوانید این معما را حل کنید، ثابت کرده اید دارای هوش و زکاوت بالایی هستید!!!


فرض کنید :

1- در خیابانی، پنج خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.

2- در هریک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.

3- این پنج صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند،سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند.


سوال :

 کدامیک از آنها در خانه ، ماهی نگه می دارد؟


راهنمایی:

1- کبوتر در خانه قرمز زندگی می کند.

2- مرد سوئدی، یک سگ دارد.

3- مرد دانمارکی چای می نوشد.

4- خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.

5- صاحب خانه سبز، قهوه می نوشد.

6- شخصی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد.

7- صاحب خانه زرد،سیگار Dunhill می کشد.

8- مردی که در خانه وسطی زندگی می کند،شیر می نوشد.

9- مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند.

10- مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.

11- مردی که اسب نگه داری می کند، کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند.

12- مردی که سیگار Blue Master می کشد، آبجو می نوشد.

13- مرد آلمانی سیگار Prince می کشد.

14- مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.

15- مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.


+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


یکی از سناتورهای معروف آمریکا، درست هنگامی که از درب سنا خارج شد، با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم کشته شد. 

روح او در بالا به دروازه های بهشت رسید و سن پیتر از او استقبال کرد. «خیلی خوش آمدید. این خیلی جالبه. چون ما به ندرت سیاستمداران بلند پایه و مقامات رو دم دروازه های بهشت ملاقات می کنیم. به هر شما هم درک می کنید که راه دادن شما به بهشت تصمیم ساده ای نیست»

سناتور گفت «مشکلی نیست. شما من را راه بده، من خودم بقیه اش رو حل می کنم»

سن پیتر گفت «اما در نامهء اعمال شما دستور دیگری ثبت شده، شما بایستی ابتدا یک روز در جهنم و سپس یک روز در بهشت زندگی کنید. آنگاه خودتان بین بهشت و جهنم یکی را انتخاب کنید»

سناتور گفت «اشکال نداره. من همین الان تصمیمم را گرفته ام. میخواهم به بهشت بروم»

سن پیتر گفت «می فهمم. به هر حال ما دستور داریم. ماموریم و معذور»

و سپس او را سوار آسانسور کرد و به پایین رفتند. پایین ... پایین... پایین... تا اینکه به جهنم رسیدند. 

در آسانسور که باز شد، سناتور با منظرهء جالبی روبرو شد. زمین چمن بسیار سرسبزی که وسط آن یک زمین بازی گلف بود و در کنار آن یک ساختمان بسیار بزرگ و مجلل. در کنار ساختمان هم بسیاری از دوستان قدیمی سناتور منتظر او بودند و برای استفبال به سوی او دویدند. آنها او را دوره کردند و با شادی و خنده فراوان از خاطرات روزهای زندگی قبلی تعریف کردند. سپس برای بازی بسیار مهیجی به زمین گلف رفتند و حسابی سرگرم شدند. همزمان با غروب آفتاب هم همگی به کافهء کنار زمین گلف رفتند و شام بسیار مجللی از اردک و بره کباب شده و نوشیدنی های گرانبها صرف کردند. شیطان هم در جمع آنها حاضر شد و همراه با دختران زیبا رقص گرم و لذت بخشی داشتند. 

به سناتور آنقدر خوش گذشت که واقعاً نفهمید یک روز او چطور گذشت. راس بیست و چهار ساعت، سن پیتر به دنبال او آمد و او را تا بهشت اسکورت کرد. در بهشت هم سناتور با جمعی از افراد خوش خلق و خونگرم آشنا شد، به کنسرت های موسیقی رفتند و دیدارهای زیادی هم داشتند. سناتور آنقدر خوش گذرانده بود که واقعا نفهمید که روز دوم هم چگونه گذشت. 

بعد از پایان روز دوم، سن پیتر به دنبال او آمد و از او پرسید که آیا تصمیمش را گرفته؟ 

سناتور گفت «خوب راستش من در این مورد خیلی فکر کردم. حالا که فکر می کنم می بینم بین بهشت و جهنم من جهنم را ترجیح می دهم» 

بدون هیچ کلامی، سن پیتر او را سوار آسانسور کرد و آن پایین تحویل شیطان داد. وقتی وارد جهنم شدند، اینبار سناتور بیابانی خشک و بی آب و علف را دید، پر از آتش و سختی های فراوان. دوستانی که دیروز از او استقبال کردند هم عبوس و خشک، در لباس های بسیار مندرس و کثیف بودند. سناتور با تعجب از شیطان پرسید «انگار آن روز من اینجا منظرهء دیگری دیدم؟ آن سرسبزی ها کو؟ ما شام بسیار خوشمزه ای خوردیم؟ زمین گلف؟ ...» 

شیطان با خنده جواب داد: «آن روز، روز تبلیغات بود... 

امروز دیگر تو رای دادی».! 


+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 5:47 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


دوشنبه اول مهر: 

امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم. توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم كلاس ادبيات اينجاست؟ خنديد و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها تشكيل نمي شود و خنديد.

با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد!

دو هفته بعد، سه شنبه: امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد، من هم جوابش را ندادم. شايد دوباره مي خواست از من خواستگاري كند. وارد كلاس كه شدم استاد گفت:"دو هفته از كلاس ها گذشته، شما تا حالا كجا بوديد؟" يكي از پسرهاي كلاس گفت:لابد ايشان خواب بودن!؟ من هم اخم كردم. اگر از من خواستگاري كند، هيچ وقت جوابش را نمي دهم چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد طعنه نزند!

چهارشنبه: امروز صبح قبل از اينكه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر كوچه كيك و سانديس گرفتم او هم از من پرسيد كه دانشگاه چه طور است؟ اما من زياد جوابش را ندادم. به نظرم مي خواست از من خواستگاري كند، اما رويش نشد. اگر چه خواستگاري هم مي كرد، من قبول نمي كردم؛ آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه تحصيلات شوهرم اندازه ي خودم باشد!

جمعه: امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشي را كه برداشتم، پسري گفت: خانم ميشه مزاحمتون بشم؟ من هم كه فهميدم منظورش چيست اول از سن و درس و كارش پرسيدم و بعد گفتم كه قصد ازدواج دارم، اما نمي دانم چي شد يخ كرد و گفت نه و تلفن را قطع كرد. گمانم باورش نمي شد كه قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم خجالتي نباشد!

سه هفته بعد شنبه: امروز سرم درد مي كرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوي مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره ديدمش. اين دفعه كه به مغازه اش بروم مي گويم كه قصد ازدواج ندارم تا جوان بيچاره از بلاتكليفي دربيايد، چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم گير نباشد!

سه شنبه: امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت كه حالا نبايد به فكر ازدواج باشم. گفت كه مي خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتي كه او نخواهد ازدواج كند ديگر جواب تلفنش را نمي دهم، بعد هم گوشي را گذاشتم. فكر كنم داشت امتحانم مي كرد، ولي شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم به من اعتماد داشته باشد!

چهارشنبه: امروز يكي از پسرهاي سال بالايي كه ديرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهي كرد، من هم بخشيدمش. به نظرم مي خواست از من خواستگاري كند، چون فهميد من چه همسر مهربان و با گذشتي برايش مي شوم؛ اما من قبول نمي*كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم حواسش جمع باشد و به كسي تنه نزند!

جمعه: امروز تمام مدت خوابيده بودم؛ حتي به تلفن هم جواب ندادم، آخر بايد سرحرفم بايستم. گفته بودم كه تا قصد ازدواج نداشته باشد جواب تلفنش را نمي دهم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم مسئوليت پذير باشد!

دوشنبه: امروز از اصغرآقا بقال 2 تا كيك و سانديس گرفتم. وقتي گفتم دو تا، بلند پرسيد چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم هايش كه تو هم رفت فهميدم كه غيرتي است. حالا مطمئنم كه او نمي تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم غيرتي نباشد، چون اين كارها قديمي شده!

پنچ شنبه: امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع كردم. با او هم ازدواج نمي كنم؛ چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم هي مرا امتحان نكند!

دوشنبه: امروز روز بدي بود. همان پسر سال بالايي شيريني ازدواجش را پخش كرد. خيلي ناراحت شدم گريه هم كردم ولي حتي اگر به پايم هم بيفتد ديگر با او ازدواج نمي كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم وفادار باشد!

شنبه: امروز يك پسر بچه توي مغازه ي اصغرآقا بقال بود. اول خيال كردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هي بابا بابا مي گفت. دوزاريم افتاد كه اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نكردم. آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زن ديگري نداشته باشد!

يكشنبه: امروز همان پسري كه روز اول ديدمش اومد طرفم. مي دانستم كه دير يا زود از من خواستگاري مي كند. كمي كه من و من كرد، خواست كه از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاري كنم و اجازه بگيرم كه كمي با او حرف بزند. من هم قبول نكردم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم چشم پاك باشد!

ترم آخر : امروز هيچ كس از من خواستگاري نكرد. من مي دانم مي ترشم و آخر سر هم مجبور مي شم زن اكبرآقا مكانيك بشوم!


+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


زن مثل ویروس می‌مونه،

 وقتی وارد زندگیت بشه، 

جیبت رو اسكن می‌كنه، 

لبخند رو دیلیت می‌كنه، 

مخت رو ادیت می‌كنه،

برنامه‌هات رو دانلود می‌كنه،

آخرش هم هنگ می‌كنی

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 0:32 قبل از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


غير هنر که تاج سر آفرينش است

دوران هيچ سلطنتي جاودانه نيست

شهرام ناظری و گروه علیزاده - نوروز 

Shahram Nazeri & Alizadeh Ensemble - Nowroz

برای دانلود آهنگ ها به ادامه مطلب مراجعه نمائید.


ایرج بسطامی و حمید متبسم - بوی نوروز

Iraj Bastami & H. Motebassem - Bouye Norouz

برای دانلود آهنگ ها به ادامه مطلب مراجعه نمائید.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 1:7 قبل از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


Bookmark and Share عجیب ترین قوانین جهان
  1. جویدن آدامس در اماکن عمومی سنگاپور ممنوع است.
  2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.
  3. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.
  4. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.
  5. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.
  6. در تایلند همه در سینما مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.
  7. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد.
  8. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان ردشدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.
  9. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شد، به اعدام محکوم می شد.
  10. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور تصادفی انتخاب کنند.
  11. در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.
  12. اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.
  13. در 24 ایالت آمریکا ضعف جنسی عامل اصلی طلاق است.
     
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 3:33 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


Bookmark and Share مادر آنخ ماهو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 2:3 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


یادش به خیر اون روزگار، فصل قشنگ کودکی

عروسکا زنده بودن، قبیله ای عروسکی


یادش به خیر اون روزگار، فصل بهار و اطلسی

هنوز تنم پر نبود از حس غریب بی کسی


قلبا از آهن نبودن، 

رفیقا دشمن نبودن، 

دنیا پر از قشنگی بود

سکوت ماه و پشت بوم، 

قصه های نیمه تموم، 

خوابای خوب رنگی بود…

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 0:58 قبل از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


مجموعه آهنگ های ونجلیس

14. VANGELIS. Collection. Voices(1996)

1. 1973. L'Apocalypse Des Animaux (1973)

2. 1975. Heaven And Hell (1975)

3. 1977. Spiral (1977)

4. 1979. Opera Sauvage (1979)

5. 1980. See You Later (1980)

6. 1981. Chariots Of Fire (1981)

7. 1981. The Friends Of Mr.Cairo (1981)

8. 1983. Antarctica (1983)

9. 1988. Direct (1988)

10. 1989. Conquest Of Paradise (1989)

11. 1991. The City (1991)

12. 1994. Blade Runner (1994)

13. 1996. Albedo (1996)

14. 1996. Voices (1996)


دانلود کنید:

http://rapidshare.com/files/200247944/14.VANGELIS.Voices_1996_.www.softarchive.net.rar

ونگلیس در ویکی پدیا:

http://fa.wikipedia.org/wiki/ونگلیس

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


Bookmark and Share استخاره برای ازدواج
گويند شخصى كه قصد ازدواج داشت ، براى انتخاب همسر مورد نظر خود به پيش يكى از علماء رفت و از او استخاره خواست.

او هم قرآن را باز نمود، اين آيه آمد: (( جنات تجرى من تحتها الانهار )) (يعنى باغهاى ((زيبائى ))است كه از زيرش نهرها جارى است )

آن عالم به او گفت: اينكه مى خواهى با او ازدواج كنى بسيار زيبا و خوشگل است ولى شبها در رختخوابش ادرار مى كند.

بعد آن شخص با او ازدواج كرد و قضيه درست در آمد.

منبع: گنجينه جواهر يا كشكول ممتاز / تاليف : حاج شيخ مرتضى احمديان

برگرفته از سایت غدیر http://www.ghadeer.org/hekayat/javaher/javahe10.htm

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


کلیپ صوتی تیتراژ برنامه کودک

یه آدم صورتی بود هی میومد و میرفت آخرش پرده رو کنار میزد و برنامه کودکان و نوجوانان شروع میشد 

 و خانم خامنه با اون چهره مهربونش می آمد

برای دانلود به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 4:21 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


 نجوای عاشورائی دومین آلبوم حاج نزار القطری در محرم 1430 می باشد

این آلبوم با همکاری کارگردان توانای سینمایی  آقای مجید مجیدی ساخته شد و گروه  حرفه ای برای این کار در نظر گرفته شد تا اثر نو و ماندگاری را  در عرصه هنر عاشورائی به ثبت برساند.

در این کار ابتدا موقعیت آن مطرح بود و پس از بررسی چندین مکان بالاخره حسینیه کربلاییهای تهران به عنوان مکان مناسبی برای این کار انتخاب شد.

پس از مستقر شدن گروه در حسینیه کربلاییهای تهران همه عزم خود راجزم کردند تا هرچه سریعتر حسینیه را برای این کار آماده کنند و همین طور هم شد و در روز پنجم دی ماه گروه ؛ ضبط این کار را شروع کرد و تا شنبه هفتم دی ماه  طول کشید.

نکته قابل توجه این بود که 11 دوربین پیشرفته فیلمبرداری در حال ضبط این آلبوم بودند و از این لحاظ می توان این آلبوم را منحصر به فرد دانست.

حاج نزار القطری نیز قطعه های جدید عربی-فارسی را در این آلبوم سرود که مانند انا مظلوم حسین به بیان مقتل می پردازد که دارای ابیات معنا دار و پرمحتوا و مستدل بود  و همچنین دو قطعه را به صورت مشترک با استادش حاج صادق آهنگران اجرا نمود.

عوامل دست اندر کار این آلبوم عبارتند از:

كارگردان: مجيد مجيدي

كارگردان تلويزيوني: عليرضا فرهجود

تهيه‌كننده: محمود عاطفي

مجري طرح: جواد نوروزبيگي

دانلود 10 کلیپ صوتی و تصویری با لینک مستقیم در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 7:25 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


یه چی میگم ایشالله دلخور نشین 

قربون اون دلهای تک سرنشین 

شعر مشتی حسن از شاعر خوب طنزپرداز ابوالفضل زورویی نصرآّبادی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 9:18 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!


Bookmark and Share Yahoo! Messenger 10 Vista

یاهو مسنجر 10 نگارش ویندوز ویستا

چت کردن با همه دوستان در یک پنجره


دانلود با لینک مستقیم با قابیلت Resume

http://googlea4.com/download/software/internet/Yahoo!_Messenger_Vista_10/GoogleA4.com_Yahoo_Messenger_10_Final_Vista.zip

حجم:11.2 مگابایت

این برنامه برای اجرا به .Net Frame Work 3 نیاز دارد:

http://www.microsoft.com/downloads/details.aspx?familyid=10cc340b-f857-4a14-83f5-25634c3bf043&displaylang=en


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 2:18 بعد از ظهر  توسط محمدرضا حیدری  | 

دکتر هاست، هاست نامحدود، ثبت دامین، هاستینگ ویندوز و لینوکس

ارزان ترین اکانت های رپیدشیر در ایران

اول مقایسه کنید، بعد خرید کنید!